آوادی اَیاپه (آبادانی از آب است)(اشاره به "من الماء کل شئ حی)

ایسلیح بیت(آب از آسیاب افتاد)سروصداها خوابید

یاپ اَ بنیک گِلوکه(آب از سرچشمه خرابه) عیب در اصل و اساس کار است

دَهِه یاپِ زَت(دهنش آب افتاد)بسیار طالب چیزی بودن

یاپ کمچُ سردِرِ ریت(آب سردی بر آتش دلش ریخت) غمی را تسلیت دادن

یاپ دِر جوغِن بِکُتیتِه(آب در هاون می کوبد) انجام کار بیهوده

یاپِت نَهَت نونت نَهَت که...(سرزنش به فرد آسوده ای که خود را گرفتار کند)